حشمت الله فلاحت پیشه:

«تنگه هرمز» تفاهم‌نامه را مچاله کرد، نه «لبنان»!

یک تحلیلگر سیاست خارجی: برخلاف تصور رایج در ایران، این تحولات لبنان نبود که تفاهم‌نامه را به‌هم زد، بلکه این فرمول برخورد با مسئله «هرمز» بود که منجر به مچاله شدن تفاهم‌نامه شد.

به گزارش رصد روز، زمانی که این مطلب را می‌خوانید احتمالا درگیری های بین ایران و آمریکا در نقاط جنوبی کشور ادامه دارد و هیچ چشم اندازی روشنی برای برگشت به تفاهم نامه 14 بندی بین تهران و واشنگتن به نظر نمی‌‌رسد.

اما کدام سناریو قرار است بر زندگی ما در روزها و شاید ماه‌های آینده حاکم شود: ـاز سرگیری جنگ، بازگشت مجدد به دیپلماسی و رسیدن به صلح یا دوباره وضعیت «نه جنگ نه صلح»؟ این سوالی کلیدی است که با حشمت الله فلاحت پیشه تحلیلگر سیاست خارجی و رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در میان گذاشته ایم.

رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم، از تعبیر کاغذ مچاله‌شده برای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا استفاده می کند. البته معتقد است که این تفاهم هنوز منقضی نشده چراکه دیپلمات‌ها هنوز مشغول کارند. با این حال معتقد است که مذاکره‌کنندگان به ویژه طرف ایرانی یعنی محمدباقر قالیباف دیپلماسی را به افراطیون باخته است.

مشروح این گفت‌وگو را که در ادامه می‌آید از دست ندهید؛

*****

* آقای فلاحت‌پیشه! طی دو سه روز گذشته بار دیگر شاهد تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا بوده‌ایم. اظهارات اخیر رئیس‌جمهور آمریکا در ترکیه نیز به‌گونه‌ای بود که گویی توافق‌نامه به‌طور کامل ملغی شده است. ارزیابی شما از شرایط کنونی چیست؟ آیا اوضاع به سمت یک جنگ فراگیر پیش می‌رود، در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» باقی می‌مانیم، یا این‌که تنش‌های اخیر بخشی از روند رسیدن به یک توافق نهایی است؟

اعتقاد من بر این است که تفاهم میان ایران و آمریکا، مانند هر توافق دیگری، از یک‌سو شامل مجموعه‌ای از بندهای نگه‌دارنده و سازنده بود و از سوی دیگر، کمین‌ها و بندهای ویرانگری را در خود داشت. به‌طور طبیعی، هر اندازه طرفین به سمت اجرای بندهای سازنده حرکت می‌کردند، شانس موفقیت بیشتر می‌شد و هرچه از آن فاصله می‌گرفتند، احتمال شکست افزایش پیدا می‌کرد.

متأسفانه در این مدت دیدیم که آقایان قالیباف و ونس نه تنها نتوانستند به سمت نکات مثبت حرکت کنند، بلکه عملاً خود را خلع سلاح کرده و فضا را برای نقش‌آفرینی افراطی‌ها فراهم ساختند. در این توافق، بندهای سازنده‌ای همچون تعلیق تحریم‌های نفتی ایران به ازای حفظ ثبات و امنیت در تنگه هرمز و حتی امکان بررسی تشکیل صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران وجود داشت؛ اما متأسفانه طرفین به این سمت حرکت نکردند و قدر این گشایش‌های ضدتحریمی را ندانستند.

تفاهم ایران و آمریکا به یک کاغذ مچاله‌شده تبدیل شده است

در مقابل، مباحثی مطرح شد و تعصبات ایدئولوژیکی به میان آمد که اصلاً ارتباطی به اصل توافق نداشت؛ این‌ها دقیقاً همان مسائلی بود که افراطیون در داخل آمریکا، ایران و حتی اسرائیل دامن می‌زدند. به‌طور طبیعی، وقتی پای مباحث حیثیتی و ایدئولوژیک به میان می‌آید، باب مذاکره بسته می‌شود و فضا در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که در طول عمرشان کوچک‌ترین دستاورد و سازندگی در عرصه دیپلماسی نداشته‌اند. این اتفاق متأسفانه رخ داد و من معتقدم در شرایط کنونی، توافق‌نامه میان ایران و آمریکا به یک کاغذ مچاله شده تبدیل شده است.

میدان داری نظامیان و حاشیه‌نشینی دیپلمات‌ها در تهران و واشنگتن

* شما این خروج از تفاهم را قطعی می‌دانید؟

نه اجازه دهید من از این تعبیر دقیق‌تر استفاده کنم؛ توافق‌نامه اکنون یک «کاغذ مچاله شده» است. میانجی‌هایی که پیش از این 60 روز فرصت داشتند تا این تفاهم‌نامه را به یک توافق رسمی تبدیل کنند، حالا حداقل به چند هفته زمان نیاز دارند تا بتوانند این متن مچاله شده را به شرایط هفته گذشته بازگردانند. این وضعیت، یک عقب‌گرد آشکار در روند اجرای توافق است. آنچه امروز شاهدش هستیم، میدان داری نظامیان در هر دو طرف و حاشیه‌نشینی دیپلمات‌هاست.

صدای مداحان از منطق دیپلمات‌ها رساتر است

اگرچه طرف آمریکایی هیچ‌گاه قابل اعتماد نبوده و طرف اسرائیلی همواره نقشی جز ویرانی در دیپلماسی نداشته است، اما در خصوص کشور خودمان معتقدم یکی از نقاط ضعف بزرگ دولت آقای پزشکیان این بود که نباید زیر بار یک تصمیم پرابهام می‌رفت. طبق قانون، تصمیم‌گیری درباره مقوله‌های کلان سیاست خارجی وظیفه شورای عالی امنیت ملی است و وقتی تصمیمی در آنجا مصوب شد، همه باید آن را اجرا کنند. اما دیدیم به‌رغم تفویض اختیاری که به آقای پزشکیان شده بود، دولت عملاً نقشی در پیشبرد این تفاهم‌نامه نداشت.

نتیجه این شد که امروز در ایران، صدای افراطیون بسیار رساتر از صدای دولت و فریاد مداحان فراتر از منطق دیپلمات‌ها شنیده می‌شود. باید صراحتاً گفت این یک سرنوشت شوم برای دیپلماسی در این دولت است؛ فرصت طلایی و بی‌نظیری که می‌توانست به یک جنگ پایان دهد و تحریم‌ها را کاهش دهد، اکنون جای خود را به شرایط یک جنگ مزمن علیه ایران داده است.

کاسبان درد و رنج مردم به دنبال تبدیل جنگ به یک «درد مزمن» برای ملت هستند

واقعیت این است که متأسفانه عده‌ای از درد و رنج این ملت سود می‌برند. آن‌ها پیش از این، بیماری تحریم را به یک درد و رنج مزمن برای کشور تبدیل کردند و امروز هم هیچ ابایی ندارند که جنگ را هم به یک مصیبت مزمن بدل سازند؛ چراکه تجارت آن‌ها، از کاسبی سوآپ نفت گرفته تا کاسبیِ فیلترینگ، تنها در بستر جنگ و تحریم تداوم پیدا می‌کند. این افراد به‌رغم بی‌لیاقتی مطلق در ارائه حتی یک طرح کارگشا برای رفع مشکلات مملکت، تنها با سر دادن شعارهای افراطی و فرار از مسئولیت‌پذیری، کماکان ثروت و قدرت خود را حفظ کرده‌اند.

پنجره‌های دیپلماسی در حال بسته شدن است؟

* اینکه گفتید تفاهم یک کاغذ مچاله شده است یعنی مایل نیستید که با قطعیت بگویید که تفاهم منقضی شده. اینطور نیست؟

نگفتم تفاهم منقضی شده است؛ تفاهم هنوز از بین نرفته؛ چرا که دیپلمات‌ها همچنان در حال گفت‌وگو هستند و تکاپوهای دیپلماتیک جریان دارد.

اما فرصت یک‌ماهه‌ای که می‌توانست زمینه‌ساز اجرای توافق باشد، مثل بسیاری از فرصت‌های دیپلماتیک دیگر سوخت. با این وجود، هنوز درصد کمی از امید برای احیای آن باقی است. اما متأسفانه کشانده شدن دایره جنگ به برخی میانجی‌ها از جمله قطر و عمان، عملاً باعث دلسردی آن‌ها شده است.

جنگ در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره مردم است

من به مسئولان کشور هشدار می‌دهم؛ شرایط بحرانی به سمتی پیش می‌رود که جنگ را به بخشی از زندگی روزمره مردم ایران تبدیل کند. کشورهای منطقه، آمریکا، اسرائیل و البته افراطیون داخلی، همگی از این وضعیت که «توسعه فدای افراط‌گری‌های جنگ‌طلبانه شود» رضایت دارند؛ و در این میان، مثل دوران تحریم، تنها این ملت است که تاوان می‌دهد.

جای تاسف است که مذاکره به خیانت و جنگ مقدس نمایی می شود

جای تأسف عمیق است که در ایران، «مذاکره» که همواره روی سفید سیاست بوده، به «خیانت» تعبیر می‌شود و «جنگ» که همواره صفحه سیاه تاریخ بوده، مقدس‌نمایی می‌شود.

آمریکا به دنبال حفظ شرایط کنونی تا زمان انتخابات ریاست جمهوری است

* شما به جنگ مزمن اشاره کردید؛ آیا فکر می‌کنید در نهایت کفه ترازو به سمت یک جنگ فراگیر سنگینی خواهد کرد؟

معتقدم که آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند شرایط کنونی را حداقل تا زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری خود حفظ کنند؛ مگر اینکه عوامل ویرانگر دیگری به میدان بیایند و بازی را به‌هم بزنند. البته این در صورتی است که بپذیریم عزم دیپلماتیک، که در حال حاضر به‌شدت تضعیف شده، دوباره شکل نگیرد. واقعیت این است که اگر طرفین نتوانند این تفاهم‌نامه را احیا کنند و آن را مبنای یک توافق پایدار قرار دهند، ضریب وقوع یک جنگ فراگیر در پاییز یا زمستان پیش‌رو به‌شدت بالا خواهد بود.

آمریکا به دنبال بی‌اثر کردن کارت بازی ایران

*موضوع دیگری که مایلم از شما بپرسم در ارتباط با تنگه هرمز است. پیش از این بسیاری از ناظران و تحلیلگران هشدار می‌دادند که از کارت تنگه هرمز باید بجا استفاده کرد و بازی افراطی با این کارت می‌تواند به ضرر ایران تمام شود. اکنون شاهدیم که در نقاط مختلف دنیا، کریدورهای متعددی برای جایگزینی این آبراه در نظر گرفته می‌شود. آیا فکر می‌کنید اثرگذاری استفاده از اهرم تنگه هرمز در حال از بین رفتن است؟

معتقدم حداقل از یک هفته پیش به این سو، «سیاست پایان جنگ» در ایالات متحده، جای خود را به «سیاست خلع قدرت» یا کاهش اقتدار ایران در تنگه هرمز داده است. به عبارتی، تمرکز آن‌ها از کنترل تنش، به سمت بی‌اثر کردن ابزار فشار ایران در این آبراه کلیدی شیفته شده است.

تندروها چگونه اهرم استراتژیک هرمز به ضرر خودمان تمام کردند؟

* چطور شد که این اتفاق رخ داد؟

دلیل آن این است که ایرانی‌ها استاد سوزاندن برگه‌های خودشان هستند، در شرایطی که این فرصت فراهم بود تا در قبال تعلیق تحریم‌های نفتی و پیش‌برد مذاکرات، ایران از کارت تنگه هرمز به‌درستی و در یک بستر دیپلماتیک استفاده کند، متأسفانه شاهد بودیم که یک‌سری عوامل منفی به میدان آمدند و نقش‌آفرینی کردند.

واقعیت این است که هیچ سیاستی نمی‌توانست بر برتری و ارجحیت طبیعی و ژئوپلیتیک ایران در تنگه هرمز اثر بگذارد؛ یعنی در نهایت این ایران بود که کنترل بخش عمده آمدوشد در این آبراه را در دست داشت. اما دیدیم که عده‌ای سعی کردند تمام بندهای موافقت‌نامه را تحت‌شعاع موضوع هرمز قرار دهند.

عده ای که با حیثیتی کردن تنگه هرمز در دام تندروها افتادند

این یک اشتباه راهبردی بزرگ بود؛ چرا که آنچه برای ایران اهرم فشار محسوب می‌شد، همین تنگه هرمز بود، اما شرایط کنونی فقط به نظامی‌تر شدن منطقه و اجماع بیشتر کشورها بر سر طرح مشترک آمریکا و عمان برای ایجاد کریدورهای جدید و جایگزین منجر می‌شود. کسانی که فکر می‌کردند در وسط معرکه و دعوا باید موضوع هرمز را یک‌جانبه به سود ایران حل کنند، دچار یک «شتاب ضد راهبردی» شدند و عملاً در دام بازیگران تندرویی افتادند که می‌خواستند با حیثیتی کردن بندها، تفاهم‌نامه را به شکست بکشانند؛ اتفاقی که متأسفانه رخ داد.

«هرمز» تفاهم‌نامه را مچاله کرد، نه «لبنان»

برخلاف تصور رایج در ایران، این تحولات لبنان نبود که تفاهم‌نامه را به‌هم زد، بلکه این فرمول برخورد با مسئله «هرمز» بود که منجر به مچاله شدن تفاهم‌نامه شد. من معتقدم در شرایط کنونی نیز باید به جای افزایش تنش در تنگه هرمز، این مسئله را در یک قالب دیپلماتیک حل‌وفصل کرد.

توافق با عمان خارج از اراده آمریکا، یک تصور خیال‌بافانه است

* طی روزهای اخیر آقای عراقچی در سفر به عمان، با همتای عمانی خود در همین رابطه گفتگو کردند. اولاً پیشنهاد طرف عمانی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ ثانیاً پس از این گفتگوها شاهد حملات نظامی به عمان بودیم؛ آیا این رویه می‌تواند معادلاتی را که قرار بود از طریق عمانی‌ها به تفاهم و توافق منجر شود، به‌هم بزند؟

این تصور که عمانی‌ها خارج از اراده و هماهنگی با آمریکا، در میانه یک جنگ با ایران به توافق می‌رسند، یک تصور کاملاً خیال‌بافانه است. عمان کشور کوچکی است که ثروت و ثبات امروز خود را مدیون همزیستی با سازوکارهای بین‌المللی و همسویی با قدرت‌های بزرگ دنیا، از آمریکا گرفته تا چین، است. مسقط هیچ‌گاه وضعیت مطلوب و امن کنونی خود را فدای شرایط خطرناکی که ایرانی‌ها به آن‌ها پیشنهاد می‌دهند، نخواهد کرد؛ این رویکرد ما باز هم بخشی از همان اشتباهات محاسباتی ایرانی‌ها بود.

معتقدم در نهایت، طرحی که آمریکایی‌ها روی آن حساب باز کرده‌اند این است که همان‌طور که پیش از این ایران را در پرونده هسته‌ای به محاصره درآوردند، در گام بعدی ایران را در حوزه استراتژیک تنگه هرمز نیز دچار محاصره و انزوای ژئوپلیتیک کنند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار