به گزارش رصد روز، عباس عراقچی میانه هفتهای که گذشت، بالاخره به سفر 10روزه خود به نیویورک پایان داد و به تهران بازگشت؛ همان 10روزی که نرخ دلار در بازارهای ایران چندینبار رکوردشکنی کرد و بیش از ۲۱هزار تومان گران شد اما این پایان ماجرا نبود و باتوجه به ناکامی کامل هیات دیپلماتیک جمهوری اسلامی در این سفر پرحاشیه، حتی بازگشت ظاهرا اجباری عراقچی و همراهش به تهران نیز نتوانست سیر تحولات منفی و خانمانسوز در ایران را متوقف کند و این رشد انفجاری که مشخصا در روزهای پایانی حضور عراقچی در نیویورک آغاز شد، از میانه تا پایان هفته گذشته نیز ادامه یافت و کار به جایی رسید که حالا در بعدازظهر روز جمعه، قیمت هر یکدلار ایالاتمتحده در بازار تهران به مرز ۲۶۰هزارتومان برسد و از آنجا که نرخ دلار در نخستین روز سفر عراقچی در حدود ۲۳۰هزارتومان بود، میتوان گفت که ارزش پول ملی ما ملت جنگزده ظرف همین دوهفته، کمی بیش از ۱۳درصد کاهش یافته است!
بدینترتیب سفری که البته با نگاهی خوشبینانه انتظار میرفت زمینهساز پایان جنگ و دستیابی به توافق و حتی صلح تهران و واشنگتن شود، زمینهساز چنان تحولاتی شد که احتمالا بدبینترین ناظران هم انتظارش را نداشتند و احتمالا بههمیندلیل هم هست که این انفجار کمسابقه و رکوردشکن قیمت دلار یا بهبیان دقیقتر سقوط کمسابقه ارزش پول ملی، از روزهای پایانی سفر عراقچی و همزمان با سنگینتر شدن سایه نومیدی به این سفر، شدت گرفت و حتی حالا که سرانجام عراقچی نیویورک را ترک کرد و چند روزی میشود که در همین تهران بهسر میبرد، هنوز متوقف نشده است. روندی که در حالی با نزدیک شدن به روزهای پایانی نشست مجمع عمومی سازمان ملل و کاهش جدی احتمال کامیابی مذاکرات آغاز شد که در ادامه و حتی پس از پایان این سفر نیز بخشی بهدلیل انتشار اخباری درباره حواشی ناخوشایندی همچون ماجرای «اخراج وزیر خارجه ایران از نیویورک با دستور وزیر خارجه آمریکا»، با همان سرعت ادامه یافت. خبری که اگرچه جمهوری اسلامی آن را رد کرده اما واقعیت این است که حتی اگر این اقدام واشنگتن، صرفا اقدامی دیپلماتیک علیه تهران باشد نیز از آنجا که سفر عراقچی به نیویورک، هیچ دستاورد عملی و مشخصی بههمراه نداشته، میتواند و توانسته بر بازار ارز و ارزش ناچیز پول ملی ایران تاثیر بگذارد.
این غائله اخیر از گزارش اختصاصی آکسیوس آغاز شد؛ آنطورکه آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده، مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالاتمتحده روز دوشنبه هفته گذشته و ساعاتی پیش از بازگشت هیات دیپلماتیک ایرانی به تهران، از عراقچی و همراهانش خواسته هرچه سریعتر نیویورک را ترک کنند. خواسته یا بنا بر ادعای برخی دیگر از منابع رسانهای، «دستوری» که به این دلیل صادر شده که مذاکرات ایران و آمریکا به بنبست رسیده و باتوجه به پایان نشستهای سطح عالی در مجمع عمومی سازمان ملل، این هیات دیپلماتیک «بیش از حد» در آمریکا مانده است اما تهران این روایت را رد کرد و نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل گفت که بازگشت عراقچی و هیات همراه به تهران، کاملا مطابق برنامه قبلی بوده که روز 26شهریورماه، یعنی سهروز پیش از عزیمت عراقچی به نیویورک، به وزارت خارجه آمریکا اعلام شده و با این حساب، تعبیر «اخراج» یا «وادار کردن به ترک آمریکا»، تعبیری بیاساس است. با این همه، گزارشی که آسوشیتدپرس در ادامه در این رابطه منتشر کرد، اگرچه روایتی متعادلتر و بهتعبیری در میانه دو روایت واشنگتن و تهران بود اما درنهایت این گزاره که مارکو روبیو دستوری مبنی بر «خروج فوری» عراقچی را صادر کرده، تایید میکرد. براساس گزارش آسوشیتدپرس به نقل از دومقام آمریکایی، وزیرخارجه ایران قرار بوده تا روز چهارشنبه یکممهرماه در نیویورک بماند اما وزیر خارجه آمریکا روز دوشنبه دستور خروج فوری او را صادر کرده و هیات ایرانی نیز صبح روز سهشنبه خاک ایالاتمتحده را به مقصد تهران ترک کرده است. نکته حائزاهمیت در ارتباط با روایت طرف آمریکایی این است که این ادعا که ابتدا توسط آکسیوس و بهنقل از دستکم دومنبع منتشر شد و در ادامه نیز دستکم بخشی از آن، که مشخصا به صدور «دستور اخراج» ازسوی مارکو روبیو مربوط است، توسط آسوشیتدپرس نیز تکرار شد و ازسوی یک منبع سوم یعنی «اروپاپرس» نیز تایید شده است، آنهم درحالیکه روایت آکسیوس از «اخراج عباس عراقچی بهدستور مارکو روبیو» یک «توبیخ دیپلماتیک بسیار غیرمعمول» توصیف و آشکارا با لحن و ادبیاتی تحقیرآمیز طراحی شده تا جایی که آکسیوس بهنقل از یک مقام آمریکایی نوشته هیات ایرانی «بیش از حد مهمان مانده بود» و چون مجمع عمومی تمام شده «وقت رفتنشان بود.»
با اینهمه صحت همزمان ادعای ایران و آمریکا نیز لزوما ناممکن نیست؛ در واقع ممکن است واقعیت این باشد که اگرچه برنامه اولیه سفر بر این اساس تنظیم شده که عراقچی تا روز دوشنبه در نیویورک بماند اما هیات ایرانی ترجیح میداده دستکم تا دو روز بعد، یعنی چهارشنبه نیز به رایزنیهای خود با میانجی قطری و حتی در صورت امکان طرف آمریکایی ادامه دهد اما مارکو روبیو از آنجا که تصویر روشنی از ادامه این مذاکرات متصور نبوده، از این موقعیت استفاده کرده و با صدور دستوری مبنیبر خروج فوری عراقچی و همراهانش از خاک ایالاتمتحده، فشار بر جمهوری اسلامی را در میدان رسانهای نیز تشدید کرده است.
بر این اساس عراقچی که ظاهرا بنا بر برنامهریزی قبلی، حتی پس از بازگشت مسعود پزشکیان به تهران نیز نیویورک را ترک نکرده بود تا مگر با ادمه رایزنیهای خود با طرف آمریکایی ازطریق میانجی قطری، زمینه دستیابی به توافق یا دستکم بازگشت به «تفاهمنامه اسلامآباد» را فراهم کند، با فرارسیدن روز دوشنبه ششممهرماه، تصمیم گرفته در صورت امکان چند روز دیگر هم در نیویورک بماند تا مگر گشایشی حاصل شود. چنانکه در روزهای پایانی این سفر پرحاشیه و چند روز پس از آنکه ترامپ صراحتا اعلام کرد که پیشنهاد ایران را رد کرده، عراقچی به خبرنگاران ایرنا و صداوسیما که در نیویورک مستقر بودند، گفت: هنوز منتظر پاسخ رسمی آمریکا ازطریق میانجی قطری است. آنهم درحالیکه درنهایت وقتی عراقچی بالاخره به این سفر پرماجرا پایان داد، باز به همان دوخبرنگار ایرنا و صداوسیما در نیویورک گفت رایزنیهای تازهای با میانجی قطری انجام شده و ایران بدون آنکه تغییری در مواضع خود بدهد و بیآنکه اساسا ورودی به مساله هستهای داشته باشد، شروط خود را ازطریق میانجی قطری به آمریکا منتقل کرده و از آنجا که لازم نیست هیات ایرانی برای دریافت پاسخ ایالاتمتحده ازطریق همین میانجی قطری در خاک آمریکا بمانند، به تهران بازخواهند گشت.
بدینترتیب عراقچی که پیشتر گفته بود علت طولانی شدن سفرش به نیویورک، دریافت پاسخ واشنگتن است، در پایان صرفا از انجام دور دیگری از مذاکره با میانجی قطری خبر داد و دوروز پس از بازگشت عراقچی به تهران، فاطمه مهاجرانی بااشاره به گزارش عراقچی به رییسجمهور در جریان نشست روز گذشته هیات دولت، اعلام کرد که ایران سرانجام پاسخ آمریکا را ازطریق میانجی قطری دریافت کرده است.
البته تمامی این حواشی، اگر متن تحولات و مشخصا آنچه در جریان این سفر رقم خورد، به سود ایران بود، امروز این بازیهای سیاسی ـ رسانهای واشنگتن نهتنها محل نگرانی نبود بلکه میتوانست مصداقی باشد از آخرین تقلای بیفایده یا حتی دستوپازدن ترامپ و روبیو برای کاهش سرعت شکست و نابودی! اما واقعیت این است که سفر عراقچی به نیویورک نهتنها منجر به تحولات مثبت نشد بلکه اوضاع ایران را از آنچه بود نیز وخیمتر کرد، حالا یک خبر حاشیهای حتی اگر از اساس دروغ و بیاساس هم باشد، به ابزاری برای فشار بیشتر به ایران تبدیل شده است.
آنهم در شرایطی که پیش از عزیمت عراقچی و متعاقبا مسعود پزشکیان به نیویورک نیز، بسیاری از ناظران هشدار میدادند که آنچه بیش از صرف این سفر و حضور در نشست مجمع عمومی سازمان ملل اهمیت دارد، چگونگی این حضور دیپلماتیک است؛ حضوری که طبیعتا تنها آنگاه میتوانست برای ایران کارساز باشد که نهتنها رییسجمهور بلکه حتی وزیر امور خارجه نیز با اختیارات کامل و مهمتر از آن، با ابتکارهایی خلاقانه و دقیق راهی این سفر میشدند. اتفاقی که این بار هم تقریبا همچون تمامی سفرهای مشابه سالها و دهههای گذشته رقم نخورد و گام بلند و بهظاهر دیپلماتیک تهران برای دستیابی به توافق صلح با واشنگتن، عملا به عقبگردی دیگر از مسیر صلح و ثبات و مشخصا گامی دیگر بهسوی تشدید تنش و حتی جنگی تمامعیار تبدیل شد.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید