به گزارش رصد روز، آنچه این روزها در اینترنت ایران میگذرد، مساله چند ساعت اختلال، باز نشدن یک وبسایت یا کندی مقطعی شبکه نیست بلکه مساله، فرسایش تدریجی یکی از زیرساختهای اساسی زندگی مردم است که ظاهرا قرار بوده هر سال توسعه پیدا کند، دسترسپذیرتر شود و کیفیت بهتری داشته باشد اما درعمل کاربران را با وضعیتی روبهرو کرده که هرروز باید برای ابتداییترین حقوق دیجیتال خود چانه بزنند.
انتشار آمار تازه رادار کلادفلر از افت محسوس ترافیک اینترنت ایران بار دیگر این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی گذاشته که چه بر سر اینترنت کشور آمده و چرا کاهش کیفیت آن، بهجای آنکه یک وضعیت اضطراری تلقی شود به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است؟ براساس دادههای منتشرشده، ترافیک ثبتشده در شبکه کلادفلر در ساعت اوج مصرف تنها به ۴۱درصد قله هفتگی ثبتشده در ۲۷مهر رسیده است. تصویر یکماهه نیز نگرانکنندهتر به نظر میرسد بهگونهای که قله ترافیک روز ۳آبان معادل ۳۲درصد بیشترین میزان ثبتشده در ۸مهر بوده است. این اعداد بهتنهایی برای صدور حکم قطعی درباره علت افت اینترنت کافی نیستند اما آنقدر معنادار هستند که نتوان بهسادگی از کنارشان گذشت یا با چند توضیح کلی صورت مساله را پاک کرد.
البته پیش از هر قضاوتی باید یک نکته فنی را در نظر گرفت که رادار کلادفلر تمام ترافیک اینترنت ایران را اندازهگیری نمیکند و دادههای آن فقط بخشی از ترافیکی را پوشش میدهد که از زیرساخت این شرکت عبور میکند. افزون بر این درصدهای اعلامشده در مقایسه با قلههای همان بازه زمانی محاسبه شدند و لزوما بهمعنای کاهش دقیق همین میزان از کل مصرف اینترنت کشور نیستند.
بااینحال گستردگی استفاده از خدمات کلادفلر و نقش آن در ارائه خدمات آنلاین باعث میشود تغییرات این شاخص نشانهای قابلتوجه برای بررسی وضعیت شبکه باشد بنابراین نه میتوان صرفا با تکیه بر این ارقام علت افت ترافیک را قطعی دانست و نه میتوان به بهانه محدودیتهای آماری، اهمیت آنها را نادیده گرفت. مساله اصلی این است که وقتی نشانههای افت ترافیک با گزارشهای متعدد کاربران از کندی، اختلال و دشواری دسترسی به خدمات آنلاین همراه میشود، انتظار طبیعی جامعه دریافت توضیحی روشن و مستند از مسوولان است و نه سکوتی که بر ابهامها میافزاید و بیاعتمادی عمومی را عمیقتر میکند.
پرسش اساسی اینجاست که چرا در کشوری که بخش مهمی از فعالیتهای اقتصادی، آموزشی، اداری و حتی ارتباطات خانوادگی مردم به اینترنت وابسته شده، افت کیفیت این زیرساخت تا این اندازه آسان به امری عادی تبدیل شده است؟ در چنین شرایطی پایینآمدن کیفیت اینترنت مستقیما با معیشت، فرصتهای شغلی، بهرهوری و کیفیت زندگی مردم ارتباط پیدا میکند. با وجود این واقعیتها، برخورد با مساله اینترنت در ایران اغلب چنان است که گویی کاربران باید خود را با هر سطحی از کیفیت موجود وفق دهند و برای مشکلاتی که منشأ آن را نمیدانند، راهحلهای شخصی پیدا کنند.
اگر سرعت کاهش پیدا کند، باید مودم را خاموش و روشن کنند؛ اگر یک سرویس باز نشود، باید تنظیمات شبکه را تغییر دهند؛ اگر ارتباط با یک پلتفرم خارجی مختل شود، باید ساعتها دنبال راه جایگزین بگردند اما چه کسی قرار است درباره اصل ماجرا پاسخگو باشد؟ چرا کاربر باید هم هزینه دسترسی به اینترنت را پرداخت کند، هم وقت و انرژی خود را صرف دور زدن مشکلات کند و درنهایت نیز نداند که اختلال ایجادشده ناشی از نقص فنی، محدودیت دسترسی، تغییرات مسیریابی، فشار بر زیرساخت یا تصمیمی دیگر بوده است؟ شهروندی که هزینه یک خدمت را میپردازد، حق دارد بداند چه کیفیتی دریافت میکند، چرا این کیفیت کاهش یافته و چه زمانی قرار است مشکل برطرف شود. این مطالبه نه امتیازی ویژه است و نه توقعی غیرواقعبینانه بلکه حداقل انتظار از ارائهدهندگان خدمات ارتباطی و نهادهای مسوول در برابر جامعه است.
در این میان سکوت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره افت گزارششده ترافیک مساله را حساستر میکند. وقتی شاخصهای قابل بررسی از تغییر محسوس وضعیت شبکه حکایت دارند و کاربران نیز از تجربه روزمره خود سخن میگویند، انتظار میرود مسوولان بهجای واگذار کردن میدان اطلاعرسانی به حدس و گمان، دادههای رسمی و توضیحات فنی خود را منتشر کنند. اگر اختلالی در زیرساخت رخ داده، باید ابعاد، دلایل و زمان تقریبی رفع آن مشخص شود. اگر تغییرات مصرف ناشی از عوامل دیگری مانند کاهش تقاضا، تغییر الگوی استفاده کاربران یا مشکلات مربوط به بخشی از شبکه است، این موضوع نیز باید با شواهد و توضیحات قابل ارزیابی روشن شود. اگر محدودیتی اعمال شده است، افکار عمومی حق دارد درباره دامنه و پیامدهای آن اطلاع داشته باشد.
هیچیک از این احتمالات را نمیتوان صرفا از روی نمودار ترافیک قطعی دانست اما همین نامشخص بودن علت، ضرورت پاسخگویی را بیشتر میکند.
از سوی دیگر مشکل عمیقتر، عادت دادن جامعه به کیفیت پایین خدمات است. وقتی اختلال بهصورت مکرر تکرار میشود، واکنش عمومی بهتدریج از اعتراض به سازگاری تغییر میکند. کاربران بهجای آنکه بپرسند چرا اینترنت چنین وضعیتی پیدا کرده، از یکدیگر میپرسند کدام ساعت شبانهروز اتصال بهتر است، کدام سرویس هنوز کار میکند و چگونه میتوان با کمترین دردسر کارهای ضروری را انجام داد. این تغییر رفتار شاید در ظاهر نشانه سازگاری جامعه با شرایط دشوار باشد اما در واقع میتواند علامت خطرناکی از کاهش انتظارات عمومی باشد؛ وضعیتی که در آن، مردم بهجای مطالبه کیفیت مطلوب، به دنبال تحملپذیر کردن کیفیت نامطلوب میروند.
هیچ زیرساختی نباید با پایین آوردن سطح توقع کاربران ارزیابی شود. اینکه مردم به کندی و اختلال عادت کردهاند، به معنای حل شدن مشکل نیست همانطورکه عادیشدن قطعی آب یا برق، مسوولیت متولیان این خدمات را از بین نمیبرد. تکرار یک مشکل، آن را طبیعی نمیکند بلکه فقط هزینههایش را بر دوش جامعه میاندازد. افت کیفیت اینترنت را نمیتوان جدا از پیامدهای اقتصادی آن بررسی کرد. در شرایطی که کسبوکارهای آنلاین برای حفظ مشتری و ادامه فعالیت به ارتباط پایدار نیاز دارند، بیثباتی شبکه به معنای افزایش هزینه و کاهش امکان برنامهریزی است. فروشگاهی که صفحه محصولاتش بهدرستی بارگذاری نمیشود، تولیدکننده محتوایی که نمیتواند فایلهای خود را ارسال کند یا متخصصی که برای همکاری با یک شرکت خارجی به ارتباط مطمئن نیاز دارد همگی درمعرض زیان قرار میگیرند.
بخش مهمی از این خسارتها نیز در آمارهای رسمی بهسادگی دیده نمیشود: زمانی که از دست میرود، قراردادی که به نتیجه نمیرسد، مشتریای که از خرید منصرف میشود و فرصتی که به دلیل یک ارتباط ناپایدار از بین میرود ممکن است هرگز بهعنوان زیان ناشی از اختلال اینترنت ثبت نشود. بااینحال، جمع این خسارتهای پراکنده میتواند هزینهای جدی برای اقتصاد دیجیتال کشور ایجاد کند بنابراین حداقل انتظار این است که وزارت ارتباطات و نهادهای مسوول، بهجای بسندهکردن به سکوت یا اظهارنظرهای کلی گزارشی روشن درباره وضعیت اخیر شبکه ارائه کنند؛ گزارشی که در آن تغییرات ترافیک، شاخصهای کیفیت، میزان اختلال، گستره جغرافیایی مشکلات و دلایل احتمالی افت عملکرد بهصورت مستند بررسی شود. انتشار منظم دادههای مربوط به سرعت، تاخیر، ازدسترفتن بستههای اطلاعاتی و دسترسپذیری خدمات، میتواند امکان ارزیابی مستقل وضعیت اینترنت را فراهم کند.
لازم است مشخص شود چه اقداماتی برای بهبود پایداری شبکه در نظر گرفته شده و کاربران از چه مسیری میتوانند گزارشهای خود را ثبت و نتیجه پیگیری را دریافت کنند. شفافیت نباید تنها زمانی در دستور کار قرار گیرد که آمارها مطلوبند یا شرایط تحت کنترل به نظر میرسد بلکه اتفاقا ارزش پاسخگویی در زمان بروز مشکل مشخص میشود. مردم برای شنیدن وعدههای تکراری به توضیح نیاز ندارند بلکه آنها به اطلاعات قابل سنجش، مسوولیتپذیری روشن و نشانههای واقعی بهبود احتیاج دارند.
اینترنت با دستور، شعار و آمارهای تبلیغاتی باکیفیت نمیشود. کیفیت زمانی معنا پیدا میکند که کاربر بتواند بدون نگرانی از اختلالهای پیشبینیناپذیر، فعالیت روزمره خود را انجام دهد؛ کسبوکار بتواند برای آینده برنامهریزی کند و شهروند بداند هزینهای که میپردازد، در برابر چه سطحی از خدمت قرار دارد. نمودارهای رادار کلادفلر، با وجود محدودیتهایشان، پرسشی را مطرح کردهاند که پاسخ آن را نمیتوان برای همیشه به آینده موکول کرد: افت محسوس ترافیک ثبتشده در هفتهها و روزهای اخیر چه علتی دارد و مسوولان برای روشن شدن ابعاد آن چه کردهاند؟
اگر پاسخ مستند و قابل ارزیابی به این پرسش داده نشود، هر توضیحی که صرفا از مردم بخواهد شرایط موجود را تحمل کنند، چیزی جز انتقال بار مسوولیت به کاربران نخواهد بود. مردم نباید هر روز با این پرسش از خواب بیدار شوند که آیا امروز میتوانند بدون دردسر کار کنند، درس بخوانند، درآمد داشته باشند یا با جهان ارتباط برقرار کنند. این حداقل انتظار از یک زیرساخت عمومی در عصر دیجیتال است. اگر قرار است اینترنت ایران بهعنوان بستری برای توسعه معرفی شود نخست باید از این وضعیت فرساینده خارج شود؛ وضعیتی که در آن، کاهش کیفیت به خبر روزمره تبدیل شده اما پاسخگویی همچنان به امری نامعلوم شباهت دارد. هیچ جامعهای با عادیسازی ناکارآمدی پیشرفت نمیکند و هیچ زیرساختی با سکوت در برابر افت کیفیت بهبود نمییابد. آنچه امروز لازم بوده نه توجیه شرایط موجود بلکه توضیح دقیق واقعیت، پذیرش مسوولیت و اقدام عملی برای بازگرداندن حق مردم به دسترسی پایدار، قابل اعتماد و باکیفیت به اینترنت است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید