ردپای تورم در تالار بورس

افزایش فروش در شرایط تورمی به خودی خود اتفاق غیرمنتظره‌ای نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که شرکت دربرابر این افزایش قیمت‌ها چه میزان رشد واقعی در تولید و فروش داشته و چه مقدار از درآمد اضافی درنهایت به سود تبدیل شده است.

به گزارش رصد روز، گزارش‌های فعالیت ماهانه شهریورماه، نخستین تصویر از عملکرد شرکت‌های بورسی در پایان نیمه نخست سال را ارائه می‌کنند؛ تصویری که در نگاه اول برای بخش قابل‌توجهی از صنایع مثبت به نظر می‌رسد اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد همه این رشد را نمی‌توان به بهبود واقعی فعالیت شرکت‌ها نسبت داد.

افزایش نرخ فروش، رشد نرخ ارز و تغییر قیمت محصولات همزمان در شکل‌گیری درآمد شهریور نقش داشته‌اند. در برخی موارد نیز افزایش مقدار تولید و فروش در بهبود عملکرد و مثبت شدن گزارش موثر بوده بنابراین برای ارزیابی کیفیت گزارش‌ها، صرف مقایسه درآمد ریالی شرکت‌ها کافی نیست و باید مشخص شود رشد فروش از چه محلی ایجاد شده است.

تصویر کلی گزارش‌های شهریور نشان می‌دهد صنایع کالایی، صادرات‌محور و برخی گروه‌های تولیدی در مجموع عملکرد درآمدی بهتری داشته‌اند. در مقابل در برخی صنایع داخلی و گروه‌هایی که با محدودیت تولید، قیمت‌گذاری یا ضعف تقاضا مواجه هستند، رشد فروش ضعیف‌تر یا نوسانی‌تر بوده است. در میان صنایع مختلف، پتروشیمی‌ها و فلزات اساسی به دلیل برخورداری از درآمدهای ارزی و اثرپذیری از نرخ ارز و قیمت محصولات، همچنان از گروه‌های مهم در رشد درآمد اسمی بوده‌اند. در صنایع دارویی، غذایی و برخی گروه‌های مصرفی نیز افزایش نرخ فروش نقش مهمی در رشد درآمد داشته است. در صنعت سیمان نیز گزارش‌ها در مجموع تصویر مناسبی ارائه کرده‌اند، هرچند بخشی از رشد درآمد این گروه به افزایش نرخ فروش و در برخی موارد رشد صادرات مربوط می‌شود

بنابراین نمی‌توان صرفا براساس تعداد گزارش‌های مثبت، نتیجه گرفت که عملکرد واقعی بازار در شهریور بهبود یافته است. کیفیت این رشد در صنایع مختلف تفاوت دارد و حتی درون یک صنعت نیز ممکن است عملکرد شرکت‌ها متفاوت باشد.

رشد فروش همیشه به‌معنای رشد عملکرد نیست

در اقتصادی که سطح عمومی قیمت‌ها با سرعت بالایی افزایش یافته، رشد ریالی فروش تا زمانی که با افزایش مقدار تولید یا فروش همراه نشود نمی‌تواند به‌تنهایی به معنای رشد واقعی فعالیت شرکت باشد. اگر یک شرکت محصول مشابهی را با حجم تقریبا ثابت اما با نرخ بالاتر به فروش برساند درآمد ریالی آن افزایش پیدا می‌کند اما این رشد لزوما به معنای افزایش ظرفیت تولید، توسعه بازار یا رشد تقاضای واقعی نیست.

از همین منظر رشد فروش در صنایع مختلف باید با توجه به ساختار آنها تحلیل شود. در صنایع صادرات‌محور، نرخ ارز می‌تواند بخش مهمی از رشد درآمد را توضیح دهد. در صنایع دارویی و مصرفی، مجوزهای افزایش قیمت و رشد نرخ فروش اهمیت بیشتری دارند و در صنایعی مانند خودرو، مقدار تولید و فروش نقش تعیین‌کننده‌تری در کیفیت رشد درآمد دارد.

سهم قیمت در رشد فروش

یکی از مهم‌ترین نکات گزارش‌های شهریور تفاوت میان رشد مقدار فروش و رشد نرخ فروش است. در برخی گروه‌ها افزایش درآمد عمدتا از محل افزایش قیمت محصولات اتفاق افتاده و در برخی دیگر، رشد مقدار تولید یا فروش نیز در کنار افزایش نرخ قرار داشته است. در صنایع کالایی، تغییر قیمت جهانی محصولات و نرخ ارز می‌تواند حتی بدون افزایش محسوس مقدار فروش، درآمد ریالی شرکت‌ها را افزایش دهد بنابراین رشد درآمد این گروه‌ها لزوما به معنای رشد مقدار تولید یا صادرات نیست.

در صنایع داخلی نیز افزایش قیمت محصولات می‌تواند بخش قابل‌توجهی از رشد درآمد را توضیح دهد به همین دلیل مقایسه صرف درآمد شهریور با شهریور سال گذشته بدون بررسی تغییرات مقدار فروش، تصویر کاملی از وضعیت عملیاتی شرکت ارائه نمی‌کند.

تورم در کجای گزارش‌ها قرار می‌گیرد؟

مساله اصلی در تحلیل گزارش‌های شهریور همین‌جاست: بخشی از رشد درآمد شرکت‌ها در واقع محصول افزایش سطح قیمت‌هاست. در چنین شرایطی طبیعی است که ارقام فروش نسبت به سال گذشته بزرگ‌تر شود اما افزایش اسمی درآمد با افزایش واقعی فعالیت اقتصادی یکسان نیست.

این موضوع البته به معنای بی‌اهمیت بودن رشد فروش نیست. افزایش نرخ فروش در صورتی که هزینه‌های تولید با همان سرعت افزایش پیدا نکنند، می‌تواند حاشیه سود شرکت را تقویت کند. بنابراین رشد تورمی زمانی برای بازار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که شرکت بتواند افزایش قیمت محصولات را به سودآوری تبدیل کند.

در مقابل اگر افزایش نرخ فروش صرفا برای جبران رشد هزینه‌های تولید باشد ممکن است درآمد شرکت افزایش قابل‌توجهی داشته باشد اما حاشیه سود تغییر چندانی نکند. به همین دلیل برای قضاوت درباره کیفیت گزارش‌های شهریور باید فاصله میان رشد درآمد و رشد هزینه‌ها نیز مورد توجه قرار گیرد.

فروش بیشتر یا قیمت بالاتر؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره گزارش‌های ماهانه این است که «آیا شرکت‌ها واقعا بیشتر فروخته‌اند یا فقط گران‌تر فروختند؟». پاسخ به این پرسش در بخش‌های مختلف بازار یکسان نیست. در صنایعی که مقدار تولید و فروش افزایش یافته، رشد درآمد می‌تواند نشانه‌ای از بهبود واقعی فعالیت عملیاتی باشد اما در صنایعی که مقدار فروش ثابت مانده و افزایش درآمد عمدتا از محل نرخ فروش اتفاق افتاده باید سهم تورم و تغییر قیمت را در رشد درآمد پررنگ‌تر دانست.

در این میان گزارش‌های شهریور نشان می‌دهد گروه‌های کالایی و صادراتی بیشتر از محل ترکیب نرخ ارز، قیمت جهانی و نرخ فروش تحت تاثیر قرار گرفتند درحالی‌که در بخشی از صنایع داخلی، افزایش قیمت محصولات عامل اصلی رشد درآمد بوده است. در برخی گروه‌ها نیز ضعف مقدار فروش باعث شده رشد نرخ نتواند تصویر کاملا مثبتی از عملکرد عملیاتی ایجاد کند.

فاصله درآمد تا سود

گزارش‌های فعالیت ماهانه عمدتا تصویری از درآمد و مقدار فروش ارائه می‌کنند و برای ارزیابی کامل سودآوری کافی نیستند. ممکن است یک صنعت در شهریور رشد قابل‌توجهی در فروش داشته باشد اما همزمان هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد، حمل‌ونقل یا سایر هزینه‌های تولید نیز افزایش یافته باشد.

از این رو رشد درآمد زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در گزارش‌های مالی بعدی به رشد سود عملیاتی و بهبود حاشیه سود منجر شود. اگر رشد فروش با افزایش متناسب هزینه‌ها خنثی شود نمی‌توان صرفا براساس رقم درآمد، عملکرد شرکت را مثبت ارزیابی کرد.

این موضوع به‌خصوص درباره صنایعی اهمیت دارد که در شهریور رشد فروش بالایی ثبت کرده‌اند اما بخش مهمی از این رشد ناشی از افزایش نرخ بوده است. در چنین شرایطی باید منتظر ماند و دید افزایش درآمد تا چه اندازه در سودآوری نیمه نخست سال و ادامه سال منعکس می‌شود.

مثبت اما نه لزوما واقعی

تصویر کلی گزارش‌های شهریور را می‌توان مثبت ارزیابی کرد اما این مثبت بودن بیشتر در سطح درآمدهای اسمی دیده می‌شود و برای تبدیل آن به یک نشانه قطعی از بهبود عملکرد واقعی باید جزئیات بیشتری بررسی شود. گروه‌های کالایی، صادرات‌محور و برخی صنایع تولیدی در مجموع گزارش‌های قوی‌تری ارائه کرده‌اند در حالی که در برخی صنایع داخلی، خودرو و قطعه‌سازی و گروه‌هایی که با محدودیت تولید یا قیمت‌گذاری مواجهند عملکرد ضعیف‌تر یا نوسانی‌تر بوده است. با این حال حتی در صنایع دارای رشد فروش بالا نیز نمی‌توان همه افزایش درآمد را به رشد واقعی فعالیت نسبت داد.

افزایش فروش در شرایط تورمی به خودی خود اتفاق غیرمنتظره‌ای نیست. آنچه اهمیت دارد این است که شرکت دربرابر این افزایش قیمت‌ها چه میزان رشد واقعی در تولید و فروش داشته و چه مقدار از درآمد اضافی درنهایت به سود تبدیل شده است. بر همین اساس نمی‌توان رشد درآمد شرکت‌ها را یکسره تورمی یا یکسره عملیاتی دانست. کیفیت گزارش‌ها از صنعتی به صنعت دیگر و حتی از شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است و برای تشخیص آن باید همزمان سه متغیر مقدار فروش، نرخ فروش و هزینه‌های تولید مورد بررسی قرار گیرد.

در نهایت گزارش‌های شهریور نشان می‌دهند که رشد اسمی درآمد در بخش قابل‌توجهی از بازار ادامه دارد اما برای سنجش عملکرد واقعی شرکت‌ها باید از رقم فروش عبور کرد. اگر رشد درآمد با افزایش مقدار تولید و فروش، حفظ حاشیه سود و بهبود سود عملیاتی همراه باشد می‌توان آن را نشانه‌ای از تقویت عملکرد دانست. در غیراین صورت بخش مهمی از این رشد را باید در چارچوب تورم افزایش نرخ فروش و تغییرات ارزی تحلیل کرد.

رشد فروش در سایه افت تولید

کامل ابراهیمیان – کارشناس بازار سرمایه – توضیح داد: گزارش‌های شهریور شرکت‌ها درحالی تصویری مثبت از رشد مبلغ فروش ارائه می‌دهند که بررسی مقدار تولید و فروش نشان می‌دهد همه این رشدها از محل بهبود عملکرد عملیاتی شرکت‌ها نبوده است. در بسیاری از صنایع مبلغ فروش نسبت به دوره مشابه رشد داشته و حتی در برخی گروه‌ها رشدهای بالای ۲۰۰‌درصدی نیز ثبت شده اما همزمان کاهش مقدار تولید و فروش در بخش قابل‌توجهی از شرکت‌ها نشان می‌دهد بخشی از رشد ریالی فروش تحت تاثیر افزایش نرخ‌ها و تورم بوده است.بررسی عملکرد صنایع نشان می‌دهد در گروه‌هایی که مواد اولیه و بازار فروش آنها عمدتا داخلی است رشد مبلغ فروش با افزایش واقعی تولید و مقدار فروش همراه بوده است. صنایع غذایی، کشاورزی، لبنیات و شوینده از جمله گروه‌هایی هستند که در آنها می‌توان رشد واقعی‌تری را مشاهده کرد. در صنعت پالایش نیز برخی شرکت‌ها به دلیل شرایط عملیاتی و افزایش تولید، عملکرد واقعی‌تری داشتند. در برخی شرکت‌های فولادی نیز که مواد اولیه داخلی دارند، فروش آنها در بورس کالا انجام می‌شود و طرح‌های توسعه‌ای داشتند افزایش همزمان مقدار تولید و مبلغ فروش دیده شده است.

درمقابل در صنایعی که در ماه‌های اخیر با محدودیت‌های تولید و تامین مواد اولیه مواجه بودند رشد مبلغ فروش الزاما به معنای بهبود عملکرد عملیاتی نیست. صنعت پتروشیمی از جمله گروه‌هایی بوده که تحت تاثیر شرایط موجود آسیب دیده و کاهش مقدار تولید در آن مشاهده شده است. در بخش‌هایی از زنجیره فولاد نیز افت مقداری تولید رخ داده و برخی شرکت‌های سنگ‌آهنی نیز کاهش تولید داشتند بنابراین نمی‌توان رشد فروش شهریور را برای تمام صنایع با یک معیار ارزیابی کرد.

در واقع هرچه فاصله میان رشد مبلغ فروش و مقدار تولید بیشتر باشد سهم افزایش نرخ در رشد فروش پررنگ‌تر می‌شود. این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که نرخ ارز نیما نیز در مسیر افزایشی قرار گرفته و افزایش نرخ فروش شرکت‌ها می‌تواند حتی در صورت کاهش مقدار تولید رشد مبلغ فروش را به همراه داشته باشد. از این منظر مثبت بودن گزارش‌های شهریور به تنهایی برای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها کافی نیست و باید همزمان مقدار تولید و فروش نیز بررسی شود.

در نیمه دوم سال نیز احتمال تداوم این روند وجود دارد اما ریسک انرژی می‌تواند تفاوت میان صنایع را بیشتر کند. با توجه به آسیب واردشده به بخشی از تولید گاز در فصل سرد احتمال کاهش تولید در صنایعی مانند پتروشیمی و فولاد و شرکت‌های وابسته به آنها وجود دارد. در مقابل صنایعی که وابستگی کمتری به انرژی دارند، مواد اولیه آنها داخلی است و بازار فروش داخلی دارند، می‌توانند از نظر مقداری روند باثبات‌تری داشته باشند.

با این حال از نظر مبلغ فروش حتی در صورت کاهش تولید نیز به دلیل تورم و افزایش نرخ ارز نیما انتظار رشد نسبت به شش ماهه سال گذشته وجود دارد بنابراین در نیمه دوم سال احتمال رشد ریالی فروش همچنان بالاست اما کیفیت این رشد و سهم آن از افزایش واقعی تولید میان صنایع مختلف یکسان نخواهد بود.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار