به گزارش رصد روز، ایران و عربستان، بار دیگر به آستانه تنش در روابط خود رسیدهاند؛ در حالی که روابط دو کشور پیش از جنگ، پس از سالها تنش، به سطحی از ثبات و تعادل نسبی نزدیک شده بود.
اما حالا با بالاگرفتن دوباره درگیری انصارالله یمن با عربستان و چند حمله بیفرجام گروههای مقاومت عراقی به این کشور، پای عربستان هم به نبرد منطقهای باز شده است. ایران نیز این حملات را با حمله موشکی به پایگاه آمریکا در اردن پاسخ داده است.
اما سوال اینجاست که آیا ایران و عربستان وارد جنگ میشوند یا مثل گذشته، جنگی نیابتی بین دو کشور جریان خواهد داشت؟
اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن، حملات پهپادی گروههای مسلح عراقی به اهدافی در عربستان و سپس حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع یکی از گروههای نزدیک به حشد شعبی، نشان میدهد که جغرافیای تنش از جنگ ایران و آمریکا فراتر رفته و اکنون به شبکه بازیگران همسو با تهران و رقبای منطقهای آن گسترش یافته است.
پس از توافق تاریخی تهران و ریاض با میانجیگری چین، دو کشور تلاش کردند چند سال رقابت پرهزینه منطقهای را مهار کنند. بازگشایی سفارتخانهها، ازسرگیری تماسهای دیپلماتیک و کاهش تنش در پروندههای منطقهای این تصور را ایجاد کرده بود که دو قدرت خاورمیانه به سمت نوعی همزیستی محتاطانه حرکت میکنند.
اما حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و شروع جنگ ۴۰ روزه معادله را تغییر داد.
در هفتههای نخست جنگ، گزارشهایی منتشر شد که از حمایت اولیه برخی محافل سعودی از فشار نظامی بر ایران حکایت داشت. اما با طولانی شدن درگیری و گسترش دامنه حملات کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان، اولویت ریاض تغییر کرد. عربستان که در سالهای اخیر سرمایهگذاری عظیمی برای اجرای پروژههای اقتصادی و تحقق چشمانداز ۲۰۳۰ انجام داده، بیش از هر چیز به ثبات منطقه نیاز دارد و هرگونه جنگ فراگیر میتواند این برنامهها را با مخاطره روبهرو کند.
به همین دلیل، ریاض به تدریج در موضع مهار بحران قرار گرفت و تلاش کرد از کشیده شدن مستقیم جنگ به خاک خود جلوگیری کند.
با وجود کاهش تنش دیپلماتیک، یمن هرگز از معادلات امنیتی ایران و عربستان حذف نشد. برای جمهوری اسلامی ایران، انصارالله یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلتیک در جنوب شبهجزیره عربستان و در نزدیکی یکی از حیاتیترین مسیرهای تجارت دریایی جهان، یعنی بابالمندب، محسوب میشود.
در مقابل، عربستان همچنان یمن را مهمترین عمق امنیتی خود میداند. هرچند ۱۱ سال از شروع جنگ و چند سالی از آتشبس نسبی میان ریاض و انصارالله میگذرد، اما سعودیها همچنان نسبت به تثبیت کامل قدرت انصارالله در سراسر یمن حساسیت بالایی دارند.
این حساسیت، با ماجرای پرواز یک هواپیمای ایرانی به یمن بار دیگر آشکار شد. عربستان با حمله به فرودگاه صنعا تلاش کرد مانع فرود این هواپیما شود، هرچند هواپیما در نهایت در فرودگاه الحدیده فرود آمد. اندکی بعد، انصارالله حملات موشکی و پهپادی علیه عربستان را آغاز کرد و همزمان اعلام کرد کشتیهای سعودی یا کشتیهای مرتبط با عربستان نباید از تنگه بابالمندب عبور کنند.
این تحولات نشان داد که آتشبس یمن هرگز به معنای حل اختلافات راهبردی دو طرف نبوده و تنها شدت رقابت را کاهش داده است.
همزمان با تشدید تنش در یمن، عراق نیز به یکی دیگر از میدانهای تقابل تبدیل شده است.
حملات پهپادی گروههای مسلح نزدیک به محور مقاومت علیه عربستان، در کنار حمله آمریکا و عربستان به مواضع یکی از گروههای نزدیک به حشد شعبی، نشان میدهد که دامنه رقابت از یمن فراتر رفته است. ایران نیز این حملات را با شلیک غافلگیرانه پنج موشک به پایگاه نظامی آمریکا در اردن پاسخ داد.
اما این روند از یک سو میتواند هزینههای امنیتی عربستان را افزایش دهد و از سوی دیگر، خطر درگیریهای زنجیرهای را بالا ببرد. زیرا هر حمله متقابل، احتمال پاسخ جدید از سوی گروههای همسو با ایران را بیشتر میکند. احتمالا در روزهای آتی نیز حملات آمریکا و عربستان با پاسخ گروههای نزدیک به محور مقاومت و انصارالله یمن روبهرو خواهد شد.
در واقع، آنچه امروز در حال شکلگیری است، نه جنگ مستقیم میان ایران و عربستان، بلکه افزایش فشار متقابل از طریق بازیگران نیابتی در چند جبهه مختلف است.
با وجود افزایش تنشها، شواهد نشان میدهد که نه تهران و نه ریاض فعلاً تمایلی به ورود به یک رویارویی مستقیم ندارند. هرچند احتمال حمله مستقیم ایران به عربستان نیز دور از ذهن نیست.
اما نکته اینجاست که ایران همچنان درگیر پیامدهای جنگ اخیر با آمریکا است و باز کردن یک جبهه جدید علیه عربستان میتواند هزینههای امنیتی و اقتصادی برای تهران را بالا ببرد.
در سوی مقابل نیز عربستان در حال اجرای بزرگترین پروژههای اقتصادی تاریخ خود است و ثبات، مهمترین نیاز سیاست خارجی این کشور محسوب میشود. ورود به یک جنگ مستقیم با ایران میتواند سرمایهگذاری خارجی، پروژههای توسعهای و امنیت انرژی را با چالش جدی روبهرو کند.
به همین دلیل، هر دو طرف تاکنون تلاش کردهاند خطوط قرمز یکدیگر را تا حدی رعایت کنند. حتی زمانی که حملات متقابل میان نیروهای همسو با آنها شدت گرفته است.
در میان بازیگران منطقه، شاید هیچ کشوری به اندازه پاکستان در موقعیت دشوار قرار نداشته باشد. اسلامآباد از یک سو روابط نزدیک سیاسی و امنیتی با تهران دارد و در ماههای اخیر نیز در برخی تلاشهای میانجیگرانه میان ایران و آمریکا نقشآفرینی کرده است.
از سوی دیگر، عربستان یکی از مهمترین شرکای راهبردی پاکستان به شمار میرود و دو کشور یک پیمان دفاعی و امنیتی را امضا کردهاند. در صورت تشدید رویارویی تهران و ریاض، پاکستان ناچار خواهد شد میان دو شریک مهم منطقهای خود دست به انتخاب سختی بزند.
به نظر میرسد که محتملترین وضعیت در کوتاهمدت ادامه درگیریها در یمن و عراق باشد. جایی که انصارالله و گروههای نزدیک به محور مقاومت احتمالاً فشار بر عربستان را افزایش خواهند داد و ریاض نیز با اتکا به همکاری امنیتی با آمریکا تلاش خواهد کرد این فشار را مهار کند.
اما در سطح راهبردی، ایران و عربستان هنوز نشانهای از آمادگی برای جنگ مستقیم بروز ندادهاند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تهران و ریاض، حتی در اوج رقابت، معمولاً تلاش کردهاند کانالهای ارتباطی را به طور کامل نبندند. با این حال، روابط ایران و عربستان اکنون بیش از هر زمان دیگری بر لبه بحران قرار گرفته است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید