جنگ؛ دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد؟!

شاهد این مدعا نیز آن است که در همین ۲۴ ساعت گذشته، اسرائیل از تغییر دکترین امنیتی و آمادگی برای اقدام مستقل سخن گفته است.

به گزارش رصد روز، نگران کننده است، اما تقریبا هر خبر و تحلیلی که درباره تحولات خاورمیانه و درگیری میان ایران و آمریکا و اسرائیل را که بخوانید، حکایت از برگشت به جنگ دارد و فقط زمان آن معلوم نیست؛ به قول قدیمی‌ها «دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد».

شاهد این مدعا نیز آن است که در همین ۲۴ ساعت گذشته، اسرائیل از تغییر دکترین امنیتی و آمادگی برای اقدام مستقل سخن گفته، واشنگتن مسئولیت بحران‌های منطقه را متوجه تهران و مقام‌های جمهوری اسلامی کرده و همچنان هم از امکان گسترش دامنه درگیری و حفظ کنترل بر تنگه هرمز حرف زده می‌شود.

آیا اسرائیل بدون چراغ سبز آمریکا وارد جنگ می‌شود؟

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از دکترین جدید امنیت ملی این رژیم رونمایی کرده که بر تغییر رویکرد از مهار تهدید به اقدامات پیش‌دستانه و تهاجمی تأکید دارد. او همچنین گفته است اسرائیل برای تصمیم‌گیری درباره مقابله با تهدید‌های ایران الزاماً به موافقت آمریکا نیاز ندارد و در صورت لزوم می‌تواند مستقل اقدام کند.

آنطور که به نظر می‌رسد، تل‌آویو می‌خواهد اختیار نظامی خود را محدود به تصمیم واشنگتن نشان ندهد و امکان حمله پیشگیرانه را در محاسبات امنیتی‌اش حفظ کند. اما اعلام چنین راهبردی با تصمیم قطعی برای حمله تفاوت دارد. زمان‌بندی عملیات، ارزیابی توان دفاعی ایران، احتمال پاسخ موشکی و هزینه‌های جنگ منطقه‌ای همچنان در محاسبات اسرائیل تعیین‌کننده‌اند.

نکته مهم، تفاوت این موضع با اظهارات پیشین نتانیاهو است. رویترز در روز‌های گذشته – ۲۲ مهر – نوشته بود که نخست‌وزیر اسرائیل حمله پیش‌دستانه به ایران را پیش از انتخابات اسرائیل ر به مصلحت نمی‌داند. اکنون، اما تأکید نتانیاهو بر دکترین تهاجمی و امکان اقدام مستقل است و محاسبات امنیتی تل‌آویو در روز‌های آینده را حساس‌تر کرده است.

باید منتظر ماند و دید که آیا نتانیاهو با این مواضع قصد دارد تهران را به عقب‌نشینی وادار کند یا می‌خواهد زمینه سیاسی و امنیتی اقدام احتمالی را فراهم کند؟ پاسخ این سوال را نمی‌دانیم، اما حتی اگر هدف اصلی افزایش فشار باشد، چنین سیاستی خطر سوءبرداشت را بالا می‌برد؛ به‌خصوص اگر تهران تصور کند تهدید‌های اسرائیل صرفاً تبلیغاتی است و تل‌آویو نیز واکنش ایران را قابل مهار ارزیابی کند.

پیام واشنگتن چیست؟

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در جریان سفر به آسیای مرکزی گفت حکومت ایران مهم‌ترین عامل بی‌ثباتی و مانع صلح در خاورمیانه است. او حزب‌الله لبنان، گروه‌های مسلح شیعه در عراق و حوثی‌های یمن را به تهران مرتبط دانست و استدلال کرد که مسئله فلسطین، برخلاف تصور رایج، ریشه اصلی بحران‌های منطقه نیست.

این موضع را باید فراتر از یک حمله لفظی دید و ارزیابی کرد. دولت دونالد ترامپ می‌کوشد چارچوب تقابل با ایران را از اختلاف بر سر یک موضوع مشخص، مانند برنامه هسته‌ای یا امنیت اسرائیل، به مجموعه‌ای از بحران‌های منطقه‌ای گسترش دهد. در چنین روایتی، رفتار ایران در لبنان، عراق و یمن نیز بخشی از مسئله امنیتی آمریکا تعریف می‌شود.

البته سخنان روبیو موضع رسمی دولت آمریکاست، نه ارزیابی بی‌طرفانه‌ای که بتوان تمام بحران‌های منطقه را بر اساس آن توضیح داد. حمایت ایران از گروه‌های مسلح، یکی از عوامل مؤثر در معادلات منطقه‌ای است؛ اما مناقشه فلسطین، عملیات نظامی اسرائیل، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و سیاست‌های آمریکا نیز در شکل‌گیری ناامنی نقش دارند.

با وجود این، تهران نمی‌تواند صرفاً با اشاره به نقش آمریکا و اسرائیل، هزینه سیاست‌های منطقه‌ای خود را نادیده بگیرد. هنگامی که واشنگتن تلاش می‌کند مجموعه‌ای از اختلافات را به پرونده‌ای واحد علیه جمهوری اسلامی تبدیل کند، ایران برای جلوگیری از انزوای بیشتر به راهبردی فراتر از محکوم‌کردن غرب نیاز دارد.

تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران یا نقطه ضعف اقتصاد کشور؟

تنگه هرمز اکنون یکی از مهم‌ترین محور‌های تقابل تهران و واشنگتن است. محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، روز گذشته و در دیدار با میخائیل میشوستین، نخست‌وزیر روسیه، گفت ایران برای حفظ امنیت خود راهی جز اعمال حاکمیت بر این آبراه ندارد و آمریکا را مسئول شرایط کنونی دانست. او همچنین بر امکان عبور امن کشتی‌های کشور‌های دوست تحت حاکمیت ایران تأکید کرد.

حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، نیز گفت که آمریکا با فشار بر عمان و تغییر مسیر تردد کشتی‌ها، یکی از بند‌های تفاهم‌نامه را نقض کرده و نیرو‌های ایرانی در واکنش به آن «ماشه را چکاندند». این اظهارات نشان می‌دهد اختلاف بر سر نحوه اجرای تفاهم‌ها، به مسئله‌ای مستقیم در مدیریت بحران تبدیل شده است.

گاردین نیز در گزارشی از حملات به کشتی‌های کانتینری و نگرانی‌های مربوط به امنیت کشتیرانی و پیامد‌های زیست‌محیطی نوشت. افزایش خطر حمله، هزینه بیمه و حمل‌ونقل را بالا می‌برد و کشور‌هایی را که به این مسیر وابسته‌اند، بیش از پیش درگیر بحران می‌کند.

تهران ممکن است امیدوار باشد که افزایش هزینه انرژی، واشنگتن را به عقب‌نشینی وادار کند؛ اما نتیجه می‌تواند معکوس باشد. اگر آمریکا اختلال در تنگه را تهدیدی علیه اعتبار امنیتی خود بداند، ممکن است به‌جای امتیازدهی، فشار نظامی و دریایی را افزایش دهد. در این صورت، اهرمی که قرار بود طرف مقابل را به مذاکره نزدیک کند، به عاملی برای تشدید جنگ تبدیل خواهد شد.

نفت گران‌تر شد؛ چرا ایران لزوماً برنده بحران انرژی نیست؟

بازار نفت یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی است که هزینه جنگ را به اقتصاد جهانی منتقل می‌کند. رویترز گزارش داد که قیمت نفت برنت پس از رسیدن به بالاترین سطوح چند ماه اخیر، همچنان در محدوده بیش از ۱۰۸ دلار برای هر بشکه معامله می‌شود. نگرانی از اختلال در عرضه نفت خلیج فارس، در کنار عوامل دیگر، بر بازار اثر گذاشته است.

افزایش قیمت نفت ممکن است در نگاه نخست به سود کشور‌های صادرکننده باشد، اما شرایط ایران با تولیدکنندگانی که بدون محدودیت جدی به بازار جهانی دسترسی دارند، متفاوت است. تحریم‌ها، دشواری انتقال پول، محدودیت‌های صادراتی و خطر حمله به مسیر‌های دریایی می‌توانند مانع تبدیل قیمت بالاتر نفت به درآمد قابل استفاده شوند.

از سوی دیگر، طولانی‌شدن بحران به افزایش هزینه واردات، حمل‌ونقل و تأمین مواد اولیه منجر می‌شود. این فشار در نهایت می‌تواند به تولیدکنندگان داخلی و خانوار‌ها منتقل شود؛ به‌ویژه در اقتصادی که پیش از جنگ نیز با مشکلات ساختاری و محدودیت‌های تجاری روبه‌رو بوده است.

بنابراین، استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار، بدون محاسبه هزینه‌های اقتصادی آن، می‌تواند به سیاستی پرریسک تبدیل شود. قدرت ایجاد اختلال در بازار جهانی با توانایی کسب امتیاز پایدار از این اختلال یکسان نیست. اگر فشار اقتصادی بر طرف مقابل با افزایش هزینه‌های داخلی و محدودترشدن روابط خارجی ایران همراه شود، دستاورد نهایی ممکن است بسیار کمتر از هزینه آن باشد.

تهدید اروپا؛ آیا جنگ از خاورمیانه فراتر می‌رود؟

اظهارات برخی چهره‌های سیاسی ایران درباره امکان هدف قرار دادن آمریکا و اروپا، نشانه دیگری از افزایش لحن تقابلی است. پرویز سروری، نایب‌رئیس شورای شهر تهران، گفته است جمهوری اسلامی توان هدف قرار دادن آمریکا و اروپا را دارد و کشور‌های اروپایی در صورت همراهی با سیاست‌های واشنگتن باید هزینه آن را بپردازند. مصطفی خوش‌چشم، تحلیلگر سیاسی صداوسیما، نیز از امکان هدف قرار گرفتن اروپا سخن گفته است.

این اظهارات به‌تنهایی به معنای تصمیم رسمی برای حمله نیستند، اما می‌توانند به تقویت نگرانی‌های امنیتی در اروپا و افزایش هماهنگی کشور‌های اروپایی با آمریکا منجر شوند. اگر کشور‌های اروپایی نقش خود را در حمایت اطلاعاتی، لجستیکی یا نظامی از واشنگتن گسترش دهند و تهران این اقدامات را مشارکت مستقیم در جنگ تلقی کند، احتمال گسترش بحران افزایش خواهد یافت.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز در دیدار با سرگئی لاوروف، همتای روس خود، از سیاست‌های اروپا در قبال اسرائیل و جنگ اوکراین انتقاد کرد. در مقابل، تهران برای کاهش خطر انزوای بیشتر نیاز دارد میان انتقاد سیاسی از اروپا و تهدید نظامی آن تمایز قائل شود. تهدید‌های گسترده ممکن است به‌جای ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدانش، زمینه همگرایی بیشتر آنها را فراهم کند.

میانجی‌گری روسیه؛ راه خروج از بن‌بست هنوز وجود دارد؟

سفر سرگئی لاوروف به تهران و دیدار او با عباس عراقچی و مسعود پزشکیان در شرایطی انجام شده که اختلاف بر سر تنگه هرمز، تحریم‌ها و نحوه پایان جنگ همچنان پابرجاست. روسیه می‌تواند در انتقال پیام‌ها و ایجاد کانال ارتباطی میان طرفین نقش داشته باشد، اما میانجی‌گری بدون انعطاف دو طرف برای رسیدن به توافق کافی نیست. به خصوص که هنوز تکلیف پیشنهاد ایران برای بازگشایی هفت روزه تنگه هرمز نیز به سرانجام نرسیده و به گفته عراقچی ایران در حال بررسی پاسخ ترامپ است.

در نهایت می‌توان گفت که خطر اصلی در روز‌های آینده، احتمال آغاز جنگ با اتخاذ یک تصمیم آگاهانه نیست؛ بلکه خطر محاسبه اشتباه و ورود به جنگی سخت است. تهران ممکن است تصور کند فشار بر تنگه هرمز، واشنگتن را به عقب‌نشینی وادار می‌کند و آمریکا نیز ممکن است گمان کند ادامه فشار اقتصادی و دریایی، ایران را به پذیرش شروط خود نزدیک خواهد کرد. اگر هر دو طرف بر این برآورد‌ها پافشاری کنند، یک حادثه محدود می‌تواند به جنگی گسترده‌تر منجر شود.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار