به گزارش اختصاصی رصد روز، محسن پاکنژاد در کمیسیون انرژی مجلس اعلام کرد که پس از جنگ، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت فرآورش گاز از دست رفت و با استفاده از ظرفیت خالی سایر پالایشگاهها، نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب آن جبران شد.
اما همین یک جمله، شاید بزرگترین پرسش پنج سال اخیر صنعت گاز ایران را ایجاد کرده باشد.
در سالهای گذشته، ناترازی گاز به بحرانی مزمن تبدیل شد؛ صنایع بارها با قطع گاز یا محدودیت تولید روبهرو شدند و حتی تهران در زمستانهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ برای جبران کسری حدود ۲۵ میلیون مترمکعبی گاز، تعطیلی گسترده را تجربه کرد. اکنون این سؤال مطرح است که اگر امکان آزادسازی ۱۰۰ میلیون مترمکعب ظرفیت وجود داشت، چرا آن زمان به کار گرفته نشد؟
نخست، اگر وزارت نفت از وجود این ظرفیت خالی اطلاع داشته اما آن را در سالهای ناترازی فعال نکرده، افکار عمومی حق دارد بپرسد چرا این ظرفیت پنهان ماند و چه کسی مسئول خسارتهای واردشده به اقتصاد و مردم است؟
دوم، اگر این ظرفیت اساساً شناختهشده نبوده و تنها پس از بحران اخیر کشف شده، معنای آن چیزی جز ضعف در پایش، طراحی و مدیریت ظرفیتهای عملیاتی شبکه فرآورش گاز نیست.
سوم، اگر این ادعا یک دستاورد فنی واقعی است، انتظار طبیعی آن است که وزارت نفت بهصورت شفاف اعلام کند این ۱۰۰ میلیون مترمکعب دقیقاً در کدام پالایشگاهها، در چه واحدهایی و با چه اصلاحات عملیاتی آزاد شده است؛ زیرا چنین تجربهای میتواند یک درسآموخته ارزشمند برای صنعت گاز باشد.
آنچه امروز محل مناقشه است، اصل تلاش کارکنان صنعت نفت نیست؛ بلکه تناقض میان روایت سالهای کمبود گاز و ادعای وجود ظرفیت خالی قابلتوجه است. تا زمانی که جزئیات فنی این ادعا منتشر نشود، پرسش اصلی پابرجا خواهد ماند:
آیا ۱۰۰ میلیون مترمکعب، یک شاهکار مدیریتی پس از بحران است یا اعترافی ناخواسته به سالها فرصت از دسترفته؟